قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2011

تاريخ الفي ( فارسى )

جيحون عبور نموده در مقصد متردّد مىبود كه به يك ناگاه شحنهء بخارا از قبل ايلك خان لشكرى آراسته بر سر منتصر آمد . چون منتصر راه گريزى نداشت ناچار به مقابله و مقاتلهء شحنه پاى ثبات فشرده بايستاد تا آنكه از جانبين جمعى كثير به قتل رسيد و نزديك بود كه منتصر را دستگير كنند ، منتصر به هزار حيله جان خود را از آن مهلكه بيرون برده تا در بند نور در جايى توقّف ننموده و شحنهء بخارا به جانب سغد رفته به جمع سپاه مشغول گشت . در اين اثنا ، منتصر منتظر فرصت مىبود تا آنكه وقت يافته شبيخوان بر شحنهء بخارا برده جمعيّت او را مانند حروف تهجّى پريشان ساخت . مقارن اين حال پسر علمدار « 1 » سپهسالار سمرقند از براى نصرت منتصر با هزار سوار جرّار آمده به او پيوست و خواجگان سمرقند نيز سيصد غلام ترك با مال بسيار به خدمت منتصر فرستادند و جمعى كثير از حشم غز به او پيوستند و بار ديگر آتش اقبال منتصر شعله زدن گرفت . چون ايلك خان از انتظام احوال منتصر و جمعيت انصار او خبر يافت به عزم محاربهء او روان شد . در حدود سمرقند تلاقى فريقين روى نموده بعد از مصاف و جدال مردانه منتصر با وجود قلّت لشكر نصرت يافت . ايلك طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد « 2 » . در اين معركه مال فراوان به دست سپاه منتصر خصوصا تركمانان غز افتاد .

--> ( 1 ) . بارتولد نام اين شخص را حارث [ سمرقندى ] مشهور به « ابن علمدار » ذكر كرده است ؛ - تركستان‌نامه ، ج 1 ، ص 574 ؛ و عبتى گويد : اين علمدار رئيس فتيان سمرقند با سه هزار نفر آمد ؛ - ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 196 . ( 2 ) . بارتولد اين پيروزى را ، قيد احتياط قبول كرده است ؛ - منبع پيشين .